وطن وکتاب!

 

درود دوستان همدل!

 باز کردن پرشن بلاگ درمحیط کاری من درافغانستان اگر از محالات نباشد لااقل از کارهای حضرت ایوب است. ازاین رو تا زمانی که اینجا هستم در بلاگفا می نویسم. آدرس جدید من این است:

 

http://ghazalenow.blogfa.com

 

 

 

مدتی است که دروطن هستم. کار می کنم. ترجمانی ؛ مشاوره ومجالسه (؟). فرصت زیادی برای مطالعه هم دارم. بعد از سالها دوباره غزلیات سعدی را مرور می کنم. پیرانه سرم عشق جوانی به سر افتاد. چهار هفته است اینجایم وشد که چهارکتاب سویدنی بخوانم. رمان های "محکوم به سنگسار" و "خداوند ( در افغانستان) تنها برای گریستن امده است" را تمام کردم. کتاب " سویدنی بد ترین زبان جهان" را هم خواندم و دو رمان "پناهنده"  و "خدمه" را زیر دست دارم. خلاصه  کتاب ها را برای دوستانی سویدنی دان می نویسم وتوصیه می کنم این کتاب ها را بخوانند به این دلیل که من خوانده ام!

 

 

Dömd att stenas

 Omslagsbild: ISBN 9789170022005, Dömd att stenas

 

 

 

 

Bandtyp:

Pocket

Förlag:

Bra Böcker AB (2005)

Upplaga:

--

Språk:

Svenska

Artikelid:

9789170022005

 

 

Leveranstid:

Skickas normalt inom 3-6 arbetsdagar

 
av Hussaini, Safiya , Masto, Raffaele

 

 

صفیه در سن سیزده سالگی توسط پدرش به عقد مردی چهل ساله در می آید. صفیه شب ذفاف از هراس همبستری با شوهر ناگزیر  فرار می کند وبه خانه پدرشوهرش پناه می برد. پدرومادرشوهر صفیه به شوهر صفیه سفارش می کند که تا بالغ شدن صفیه با او هم خوابه باشد اما سکس نداشته باشد. مرد چهل ساله یک سال در انتظار جوان شدن صفیه با او می خوابد اما به محظ اینکه صفیه بالغ می شود او نیز... صفیه برای شوهر چهار فرزند می آرد. دوفرزند آخرین صفیه در اثر بیماری سرخکان می میرند.(شرح این صحنه یکی از اشک افشان ترین فصل های کتاب است) صفیه از شو هرش جدا می شود وبه عقد شوهر دومی وبعد سومی در می آید. شوهر چهارمی را خودش انتخاب می کند. یعنی عشق می آید واتش به دوعالم می زند. وقتی که صفیه بچه دار می شود شوهرمنتخب از پدربودن خود انکار می کند وصفیه به دادگاه می رود. دادگاه صفیه را محکوم به سنگ سار می کند...حکم سنگسار صفیه  تبدیل به یک مسله سیاسی در نیجیریه می شود ومیدان جدال تندروان سنگ سار طلب واصلاح طلبان مخالف سنگسار می گردد. سرانجام این مسله از طریق رسانه  ها به یک جنجال جهانی تبدیل می شود.

این رمان مستند بسیار گیرا وجذاب به نگارش در آمده است وحکایت خواندنی دارد. خواندن این رمان را به دوستان سویدنی ام میران آفتابی  وپیام 45 توصیه می کنم.

 

  

Till Afghanistan Kommer Gud Bara För Att Gråta

خداوند ( در افغانستان) تنها برای گریستن امده است

 

این رمان را خانم سیبا شکیب فیلم ساز ایرانی نوشته است. رمان دیگری او به نام  سمیرا وسمیر نیز به سویدنی نشر شده است. سیبا که برای تهیه فیلم در افغانستان سفر می کند در یکی از اردوگاه ها به شیرین گل آشنا می شود. شیرین قصه زندگی خود را برای سیبا می گوید واین قصه رمان خواندنی می شود. شیرین به خاطر جنگ از افغانستان به پاکستان پناهنده می شود. در مرز پاکستان مورد تجاوز عسکر پاکستانی قرار گرفته واز او بچه دار می شود. شیرین سپس به ایران می رود وسالیان زیادی را در آنجا سپری می کند. این  رمان خواندنی است هرچند که در قسمت اطلاعات سیاسی واجتماعی لغزشهایی دارد

 

 

سویدنی بد ترین زبان جهان

 

این کتاب در باره زبان  وبه صورت تطبیقی در باره زبان سویدنی نوشته شده است. زبان سویدنی بنا به روایت نویسنده نویسنده ـ  که در سویدن  صاحب نام ونشانی است ـ زبانی است بسیار دشوا رومسله دار. نویسنده مباحثی مانند دایره واژگانی محدود ، دستورزبان پیچیده ، تلفظ وتکیه های عجیب وغریب وکمبود مترادفها د رزبان سویدنی را به بررسی می گیرد و در نهایت قبول نمی کند که سویدنی بد ترین زبان جهان است، چیزی که خیلی ها بر آنند.

/ 142 نظر / 98 بازدید
نمایش نظرات قبلی
هزاره آنلاین

با سلام این یک دعوت رسمی است. وبسایت خبری وتحلیلی هزاره آنلاین افتتاح شد. گروه هزاره آنلاین با افتخار میزبان مطالب خبری،تحلیلی، اشعار،داستان وتصاویرارسالی شما میباشد. وبسایت هزاره آنلاین متعلق به تمامی هزاره های جهان میباشد. هدف ما مبارزه با تبعیض نژادی ورسیدن به عدالت وبرابری میباشد. هزاره انلاین یک تارنمای مستقل است. لطفا برای حمایت از ما ادرس وبسایت مارا لینک نمائید. با تشکر:

آذین

با درود و عرض ادب ! در داستان صفیه یکی دو اشتباه تایپی اصلاح گردد . محض به جای محظ زفاف به جای ذفاف آورد به جای آرد با محبت .

اجمل

از آن روز که دانش پدیدار شد دیگر نه دریا شکافته شد ، نه انسانی در دهان ماهی رفت ، نه آتشی گلستان شد ، نه عصا مار شد ، نه فرزندی بدون پدر از مادری باکره به دنیا آمد ، نه مرده ای زنده شد ، نه ماه به دو نیمه شد ، نه خری پرواز کرد و به معراج رفت ، و نه پیامبری ظهور نمود . تا یک صد سال دیگر ، ریشه دین را ، دانش از بیخ و بن ، سوزانید خواهد . بوف کور ، برای چهارمین بار ، وبسایت مرا بست به خاطری دل خنکی ، نوشته ای پیانی : به خاطر ، خدا و نظم جهان

اجمل

از یک دانشمند بزرگ کیهان شناس ( پروفیسور فزیک ترمودینامیک ) پرسیده شد ، آیا وجود خدا از روی نظمی که ادعا می شود و مذهبی ها عنوان می کنند ، در عالم هست ؟ بخشی از پاسخ طولانی .... یکی از آموزه کودکی و دینی غیر مستدل همین ماجرای قانون مندی بودن و نظم داشتن دنیا است . اتفاقاً عالم در نهایت بی نظمی به جلو می رود . هر چه عمر کیهان بیشتر می شود ، این بی نظمی بیشتر و بیشتر می شود . قانون دوم ترمودینامیک که یکی از اصلی ترین دست آورد های فزیک می باشد ، ثابت می کند بی نظمی مدام در حال افزایش است . اگر در هر سیستمی بخواهید جلوی بی نظمی را بگیرید ، باید انرژی زیادی صرف کنید . مثلاً ساختمانی را خوب نگهداری نکنید ، فرسوده خواهد شد ، سیستم ها بدون استثناء تمایل به بی نظمی دارند ، هر چه که نظم دارد ، بالاترین انرژی را لازم دارد . زمان نیز در جهت افزایش بی نظمی پیش می رود . نظم ، نگهداری می خواهد . به جهت عمر کوتاه انسان ، به نظرش برخی چیز ها منظم می آید . در صورتی که در دراز مدت این نظم وجود ندارد . نظم ها یا موقتی است که به چشم ما نمی آید و یا تصادفی است که آنهم دایمی نخواهد بود .

اجمل

یکی از مثالها را می آوریم ، روزنامه ای را با قیچی ، ریز ریز کنید و در مشت بگیرید و آن را از ارتفاع به روی زمین پخش کنید ، ده بار که انجام دهید ممکن است ، یکبار در یکی از این تلاش ها یک شکل جالبی از کاغإ ریز ها در گوشه ای از زمین دیده شود ، که به نظر منظم آید ، و این امر کاملاً تصادفی است . به همین شکل نظمی که به ظاهر در منظومه دیده می شود ، کاملاً یک تصادف بوده که از یک فرم بی نظمی به وجود آمد است و از بین هم خواهد رفت ، به مرور زمان فاصله ماه و زمین بیشتر و بیشتر خواهد شد تا از نیروی جذب خارج شود و آن زمان است که کل نظم مصنوعی این منظومه هم از بین خواهد رفت و از کل منظوه به شکلی که تا امروز می بینیم ، چیزی باقی نخواهد

اجمل

ماند . تأکید می کنم ، نظم منظومه ، نظمی است که از یک بی قاعده گی طی میلیارد ها سال به وجود آمده ( در اثر یک تصادف ) و این نظم در حال تغییر و از بین رفتن است . هر چه انژی کمتر شود ، بی نظمی فزونی می گیرد . در سال و زمان گوگلی ( یک با صد صفر جلو آن ) هیچ نظمی دیگر در جهان باقی نخواهد ماند . حتی ساختار اتم ها هم از کار می افتند و از بین میروند . دستت را محکم میفشرم به هدا جان ، بوسه و مهر از طرف اجمل سخی کانادا - ونکوور

بامداد

کنار جاده ، کوری بر صفحه کاغذ نوشته بود : بهاری زیباست ، اما من نمی بینم

سیدظاهرموسوی

درود به شما خیلی عالی بود شما در کبله ام لینک هستید ولی خودم را این جا لینک ندیدم عزیز